خانه | سلامت و فرسودگی | فرسودگی مدیریتی؛ وقتی مسئولیت بیشتر از توان ما می‌شود

فرسودگی مدیریتی؛ وقتی مسئولیت بیشتر از توان ما می‌شود

محتوای جدول

فرسودگی مدیریتی

مدیر بودن فقط به این معنی نیست که باید حواسمون به کارها و عملکرد تیم باشه. خیلی وقت‌ها باید هم‌زمان تصمیم بگیریم، مسئله حل کنیم، پاسخ‌گوی نتایج باشیم و حواسمون به افراد مختلف هم باشه. اگر این فشار برای مدت طولانی ادامه پیدا کنه، ممکنه کم‌کم با چیزی روبه‌رو بشیم که بهش می‌گیم فرسودگی مدیریتی.

فرسودگی مدیریتی چیه؟

فرسودگی مدیریتی زمانی شکل می‌گیره که فشارها و خواسته‌های شغلی برای مدت طولانی بیشتر از ظرفیت منابعی مثل زمان، انرژی، اختیار و حمایت شما باشن. یعنی مسئله فقط این نیست که یک روز خیلی شلوغ داشته باشید؛ بلکه مسئله اینه که این وضعیت تبدیل به الگوی همیشگی کار کردن شما بشه.

فرسودگی با خستگی معمولی فرق داره. ممکنه بعد از یک هفته سنگین، خسته باشید و با چند روز استراحت دوباره انرژی بگیرید. اما وقتی فرسودگی ادامه پیدا می‌کنه، می‌تونه با فاصله گرفتن ذهنی از کار، بدبینی و کاهش اثربخشی همراه بشه. این سه جنبه در تعریف سازمان جهانی بهداشت از فرسودگی شغلی هم مورد تأکید قرار گرفته‌ان.

چرا مدیرها بیشتر در معرض فرسودگی قرار می‌گیرند؟

مدیرها معمولاً فقط مسئول کار خودشون نیستند. عملکرد تیم، رضایت کارکنان، تصمیم‌های سازمان و نتیجه نهایی کار هم تا حدی روی دوش اون‌هاست.

از طرف دیگه، مدیر ممکنه خودش هم از بالا تحت فشار باشه و هم از پایین پاسخ‌گوی تیم. گاهی باید تصمیمی رو اجرا کنه که خودش در شکل‌گیری اون نقشی نداشته و هم‌زمان باید تیم رو با اون تصمیم همراه کنه.

پژوهش‌های مختلف به چند عامل مشخص در تجربه مدیران اشاره می‌کنه؛ از جمله انتظارات متناقض، حجم کاری زیاد، وقفه‌های مداوم، استرس شغلی و فرصت کم برای تمرکز روی کارهایی که در اون‌ها بهترین عملکرد رو دارن.

در چنین شرایطی، مرز بین «مسئولیت‌پذیر بودن» و «همه‌چیز رو به دوش کشیدن» خیلی راحت از بین می‌ره.

نشانه‌های فرسودگی مدیریتی

اگر چند مورد از این نشانه‌ها برای مدت طولانی در شما دیده می‌شه، بد نیست کمی جدی‌تر به وضعیت خودتون نگاه کنید:

احساس فرسودگی

  • تقریباً همیشه احساس خستگی می‌کنید، حتی وقتی استراحت کردید.
  • شروع کردن کارهای ساده هم براتون سخت شده.
  • تمرکزتون پایین اومده و تصمیم گرفتن انرژی زیادی ازتون می‌گیره.
  • نسبت به کارهایی که قبلاً براتون مهم بودن، بی‌تفاوت‌تر شدید.
  • زودتر از قبل عصبانی یا کلافه می‌شید.
  • بعد از پایان ساعت کاری هم ذهنتون همچنان درگیر کاره.
  • احساس می‌کنید هیچ‌وقت به اندازه کافی کار نمی‌کنید.
  • مدام کارها رو به تعویق می‌اندازید چون ذهنتون بیش از حد درگیره.
  • ارتباطتون با اعضای تیم سردتر یا واکنشی‌تر شده.
  • احساس می‌کنید فقط دارید روزها رو پشت سر می‌گذارید و دیگه از کارتون انرژی نمی‌گیرید.

مشکل اینجاست که خیلی از این نشانه‌ها ممکنه در یک دوره کاری شلوغ هم دیده بشن. چیزی که اهمیت داره، تداوم این وضعیت و تأثیرش روی زندگی و عملکرد شماست. فرسودگی یک تشخیص پزشکی نیست و نباید هر خستگی یا بی‌حوصلگی‌ای رو فرسودگی در نظر گرفت.

چه چیزهایی یک مدیر رو به نقطه فرسودگی می‌رسونه؟

فرسودگی معمولاً زمانی اتفاق میفته که چند فشار مختلف روی هم جمع می‌شن و بعد از مدتی بدن و ذهن دیگه نمی‌تونن مثل قبل با اون‌ها کنار بیان.

فشار کاری مدیران

وقتی تعداد کارها بیشتر از زمان و انرژی شماست، اولین راه‌حل معمولاً اینه که بیشتر کار کنید. ساعت کاری طولانی‌تر می‌شه، استراحت کمتر می‌شه و کار وارد زمان شخصی می‌شه و «بیشتر کار کردن» تبدیل به تنها راه مدیریت حجم کار می‌شه.

ابهام در نقش و اولویت‌ها

اگر ندونید دقیقاً چه چیزی اولویت داره، احتمالاً همه‌چیز براتون فوری به نظر می‌رسه.

یک روز باید روی تیم تمرکز کنید، یک روز روی مشتری، روز بعد روی گزارش و جلسه و برنامه‌ریزی. وقتی اولویت‌ها مدام عوض می‌شن، حتی اگر ساعت زیادی هم کار کنید، آخر روز ممکنه احساس کنید هیچ کار مهمی رو به پایان نرسوندید.

مسئولیت زیاد و اختیار کم

گاهی مدیر باید پاسخ‌گوی نتیجه‌ای باشه که اختیار کافی برای تغییر دادن شرایطش رو نداره.

مثلاً از شما انتظار می‌ره عملکرد تیم بالا بره، اما نیروی کافی، بودجه یا امکان تغییر فرایندها رو در اختیار ندارید. این فاصله بین مسئولیت و اختیار می‌تونه فشار زیادی ایجاد کنه.

نداشتن حمایت

مدیرها معمولاً باید به بقیه کمک کنن، اما خودشون هم به حمایت نیاز دارن.

اگر مدیر همیشه کسی باشه که دیگران مشکلاتشون رو پیش اون میارن، ولی خودش جایی برای مطرح کردن فشارها و دغدغه‌ها نداشته باشه، خیلی راحت وارد یک چرخه فرسایشی می‌شه.

سبک زندگی سالم

نادیده گرفتن بدن و زندگی شخصی

وقتی حجم کار زیاد می‌شه، معمولاً اولین چیزهایی که حذف می‌شن خواب، ورزش، وقت با خانواده، تفریح و استراحت واقعی هستن. ممکنه مدتی بشه این هزینه رو پرداخت کرد. اما اگر این سبک زندگی ادامه پیدا کنه، بدن و ذهن بالاخره واکنش خودشون رو نشون می‌دن.

وقتی مسئولیت از ظرفیت ما جلو می‌زنه

یک سؤال مهم: واقعاً چقدر از چیزی که روی دوش شماست، نیاز داره توسط خود شما انجام بشه؟

گاهی مدیران از ترس اینکه کارها به‌درستی انجام نشن، همه مسئولیت‌ها رو خودش جلو می‌برن؛ اما مسئولیت‌پذیری با انجام دادن همه کارها فرق داره.

اگر هر تصمیم کوچکی باید از شما عبور کنه، اگر اعضای تیم بدون شما نمی‌تونن جلو برن و اگر حتی در زمان استراحت هم ذهنتون درگیر کاره، شاید مسئله فقط زیاد بودن کارها نباشه؛ شاید بخشی از مسئله به شیوه‌ای برگرده که مسئولیت رو تعریف و مدیریت می‌کنید.

فرسودگی مدیریتی چه اثری روی تصمیم‌ها و تیم داره؟

وقتی انرژی ذهنی پایین میاد، تصمیم‌گیری هم می‌تونه تغییر کنه. ممکنه به جای اینکه مسئله رو بررسی کنید، سریع‌ترین راه‌حل رو انتخاب کنید. یا تصمیمی رو که باید امروز بگیرید، مدام عقب بندازید چون حتی فکر کردن بهش خسته‌کننده شده.

از طرف دیگه، فرسودگی مدیر فقط مسئله شخصی خودش نیست. رفتار مدیر روی تیم هم اثر می‌ذاره. مدیری که دائماً خسته و تحت فشاره، ممکنه کمتر گوش بده، ارتباطش کوتاه‌تر بشه، زودتر واکنش نشون بده یا فرصت کمتری برای حمایت از اعضای تیم داشته باشه. در نتیجه، فشار می‌تونه از مدیر به تیم منتقل بشه و دوباره فشار بیشتری به خود مدیر برگرده.

چطور می‌شه فرسودگی مدیران را کاهش داد؟

قرار نیست برای کم کردن فرسودگی فقط بگیم «کمتر کار کن». اول باید ببینید دقیقاً چه چیزی انرژی شما رو می‌گیره. حجم کار؟ جلسات زیاد؟ تصمیم‌های تکراری؟ ابهام در اولویت‌ها؟ تیمی که بیش از حد به شما وابسته است؟ یا ناتوانی در جدا شدن از کار بعد از پایان روز؟

مسئولیت های زیاد مدیریتی

بعد از پیدا کردن عامل اصلی، باید بخشی از فشار رو از سیستم کاری خارج کنید. گاهی این کار با مشخص کردن اولویت‌ها شروع می‌شه، گاهی با واگذار کردن بعضی مسئولیت‌ها، گاهی هم باید درباره انتظارات غیرواقعی مذاکره کنید.

از طرفی، داشتن مرز مشخص بین کار و زندگی شخصی اهمیت داره. اگر هر پیام و مسئله‌ای در هر ساعت از شبانه‌روز نیاز به پاسخ شما داشته باشه، مغز عملاً فرصت خاموش شدن پیدا نمی‌کنه. گاهی مدیریت خوب یعنی ساختن سیستمی که بدون حضور دائمی شما هم بتونه کار کنه.

کوچینگ برای پیشگیری از فرسودگی

یکی از کاربردهای کوچینگ می‌تونه همین‌جا خودش رو نشون بده؛ جایی که فرد می‌دونه تحت فشاره، اما هنوز دقیقاً نمی‌دونه چه چیزی باید تغییر کنه. مثلاً ممکنه متوجه بشید بخش زیادی از فشار شما از حجم واقعی کار نمیاد؛ از این میاد که نمی‌تونید «نه» بگید، تفویض اختیار کنید یا بین کارهای مهم و فوری تفاوت بذارید.

مربی توسعه فردی و کوچ رهبران و مدیران سازمانی.
اگر احساس می‌کنی آماده‌ای با خودت صادقانه‌تر روبه‌رو بشی، می‌تونی اولین جلسه کوچینگ رو شروع کنی.

پیشگیری از فرسودگی شغلی بیشتر از اینکه به یک راه‌حل سریع نیاز داشته باشه، به شناختن الگوهایی نیاز داره که شما رو به سمت فرسودگی می‌برن.

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا